تبليغاتX
من.تو.او

من.تو.او

تبادل اندیشه

تحريم اقتصادي رابايد به دو نوع تقسيم کنيم:

نوع اول را که همه مي شناسند اين است که کشور ما را از معامله و ارتباط با ديگران محروم شود و با اين کار سعي کنند آن شرکت يا کشور تحريم شده را در انزوا قرار دهند و او را وادار به پيروي از خواسته هاي خود کنند.

بدون شک اين تحريم اثرات بدي از نظر اقتصادي و رواني دارد اما خيلي اوقات از آنجا که «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد»‍، ميتواند فوايد زيادي هم داشته باشد از جمله اين که مثلا کشور ما با تحريم کشور هاي غربي ‍،تکاني به خود بدهد و سعي کند مستقل شود و از امکانات و استعدادهاي خودش بيشتر استفاده کند.

البته اين به معناي آن نيست که بخواهيم اشتباهات و سياست هاي برخي مسؤولين را،توجيه کنيم.

نوع دوم به اين صورت است که کشور آنچنان در ميان محصولات غربي احاطه شده باشد که حتي اگر هم بخواهند از محصولات آنها استفاده کنند نتوانند.

مثلا الان آنچنان کشور خود ما پر شده است از محصولات شرکتهاي حامي اسراييل و يهود که ما نميتوانيم زندگيمان را هم از آن محصولات عاري کنيم....

شما هر گوشي موبايلي که استفاده کنيد ،بالاخره سودي از آن عايد يهود و صهيونيسم ميشود؛اگر نوکيا باشد که همه ميدانند شرکت نوکيا از حاميان اسراييل است.زيمنس متعلق به مجموعه اي است که قرار بود بخش زيادي از تاسيسات انرژي اتمي بوشهر را راه اندازي کند ولي پول آن را خورد و اين کار را هم نکرد.سامسونگ متعلق به کشور کره است که قلاده مسؤولين آن دست آمريکاست.سوني اريکسون و موتورولا و... هم همه به نوعي پولش در جيب دشمنان ما ميرود.

کشورهاي غربي هم ما را از کالاهايي مانند موبايل و آبنبات آدامس محروم نميکنند بلکه هر روز بيشتر سرو کله شرکتهاي غربي و کالاهاي مصرفي و رفاهي شان پيدا ميشود.

همانطور که آنها ما را تحريم ميکنند و ما را از کالاهاي صنعتي شان محروم ميکنند ما هم بايد کالاهاي تجملاتي و رفاهي آنها را تحريم کنيم.

کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس را که نگاه کنيم خوب ميبينيم که مسؤولين آنها جرات اظهار نظري مخالف آمريکا و اربابهاي غربي را ندارند بخاطر اينکه اگر فقط چند روز تحريم شوند و فقط شوکولات مورد نظرشان را نخورند از غصه(قبل از گرسنگي) دق ميکنند و ميميرند!

پس اين تحريم ها هر از چند وقتي که سر و کله شان پيدا ميشود خيلي خوب است که ما کمي به فکر بيفتيم و آنقدر وابسته نشويم که شوکولات(!) و کالاهاي رفاهي براي ما از استقلالمان مهم تر شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 8:7  توسط ایمان  | 

بادقت بخوانيد


باتوجه به اينكه همه چيز اس ام اسي شده از پرداخت قبض وكارهاي بانكي تا تبلييغات و اخبار و... وافراد معمولا اس ام اس را بادقت تر ميخوانند تا روزنامه و كتاب وسايت چه خوبه كه در ميان اين همه پيامهاي خوب وبد  در هفته يك حديث هم روحمان رانوازش بده.


من مدتهاست كه سعي ميكنم در هر فرصتي هر حديث جالبي ديدم براي رفقا ارسال كنم و چه ماجراهاي جالبي هم اتفاق افتاده وخيلي ها تشكر كرده اند كه در بزنگاه هاي زندگي اين احاديث كمكشان كرده.


حالا تصميم داريم با كمك شما در هر مناصبتي يك حديث كوتاه ومفيد آماده كنم و براي 14 نفر بفرستم وآنها هركدام براي 10 نفر بفرستند.


اگر مايليد ياعلي


شماره تان را (به موبايل من يا درنظرات خصوصي) بفرماييد تا شروع كنيم...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 9:29  توسط ایمان  | 

دوستان  عزیز لطفا به وبلاگ جدید تشریف بیاورید

http://www.hamsokhan.parsiblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 19:26  توسط ایمان  | 

خدا بگم چکار کنه این بلاگفا را

دیوانه شدم از دستش

هردفعه میخام مطلب جدید ارسال کنم یک اشکالی میگیره

الان هم از موسسه که adsl داره آمدم چون از خانه موفق نمیشوم

به فکر یه وبلاگ جدیدم

فعلا بیایید اینجا

http://www.eshghoheyrat.persianblog.com/

ممنون خدانگهدار

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 18:57  توسط ایمان  | 

خدا بگم چکار کنه این بلاگفا را

دیوانه شدم از دستش

هردفعه میخام مطلب جدید ارسال کنم یک اشکالی میگیره

الان هم از موسسه که adsl داره آمدم چون از خانه موفق نمیشوم

به فکر یه وبلاگ جدیدم

فعلا بیایید اینجا

http://www.eshghoheyrat.persianblog.com/

ممنون خدانگهدار

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 18:57  توسط ایمان  | 

حاج آقا دلت پاک باشه

حاج آقا آدم باید باطنش خوب باشد

ما درون را بنگریم و حال را نی برون را بنگریم وقال را

و...

ازین حرفا خیلی زیاد شده

انشاالله کمی درباره اش صحبت می کنیم

تا بعد

گاهی اوقات هندوانه میخری قاچ میزنی میبینی حسابی قرمزه اما وقتی میخوری میبینی کاملا بی مزه است

بعضی وقتا هم برعکس میبینی هندوانه سفیده اما طعم خوب وشیرینی داره

آدمهایی که فقط ظاهر خوبی دارند(خیلی تحویلشان بگیریم) مثل همان هندوانه قرمز بی مزه هستند

نکته دیگر اینکه میگن از کوزه همان برون تراود که در اوست

حالا شخص چطور ادعا میکند باطن خوبی دارد اما به ظاهر کاری ندارد

اینها دکه زدند ومیخواهند هر کاری (غلطی) دلشان خواست بکنند بعد هم بگویند ما باطنمان خوبه ظاهر هم که اهمیتی نداره

نه عزیزم داری خودت راگول میزنی

ظاهر نشاندهنده شخصیت افراد است

پی بردن به باطن که به این سادگی نیست بنابراین طبیعی است که افراد ابتدا به ظاهر مخاطبشان نگاه میکنند

همان آقایی یا خانمی که میگه ظاهر مهم نیست اتفاقا خیلی هم به ظاهر اهمیت میده

ببینید 3 ساعت جلوی آینه با خودش ور رفته

اما چون مقبولیت پیش مردم براش مهمتر از خداست ازین حرفا میزند

از انصاصاف نگذریم بعضی ها واقعا آدمای خوبی هستند اما ظاهر خوبی ندارند

اینها هم متاسفانه متاسفانه مثل همان هندوانه سرخ بی مزه هستند بالاخره یکجای کارشان ناقص است

ومن از دیدن اینطور افراد خیلی ناراحت میشوم که چرا آدم به این خوبی اینجوریه

همانقدر که وقتی یک آدم با استعداد را میبینم که در اثر یک حادثه دچار نقص عضو شده

اما این گروه آدمهایی نیستددکه از سر توجیه بگویند باطن مهم است نه ظاهر بلکه این بندگان خدا بی توجه و غافل هستند

وتذکر خیرخواهانه کسی را رد نمیکنند

انشاالله اگر فرصتی شد در پست بعدی توضیح خواهیم داد که

اسلام ازما خواسته هم ظاهرمان خوب باشد هم باطنمان...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 10:9  توسط ایمان  | 

چند روز پیش با عجله به سمت منزل می آمدم که باشگاه خبرنگاران جوان گیر دادند آقا اگر امام زمان راببینی به ایشان چی می گی؟

ما هم چون ناهار دعوت بودیم سریعا جوابی دادیم و رفتم

ولی تو راه تو فکر رفتم که اگر امام زمان علیه السلام را ببینم به وحالت طبیعی داشته باشم (البته هردو محال است) چه مطالبی را عرض خواهم کرد:

اول اینکه چند سوال علمی (شرعی ) که معرکه آراست وهنوز روشن نیست میپرسیدم مثلا این مسایل بانکی که خیلی مبهمه وخیلی چیزای دیگر...

چند تا هم سوال خصوصی

وچند تا سوال که به علت مسایل امنیتی از نوشتنش منصرف شدم

شما چی میگفتید؟

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 13:43  توسط ایمان  | 

s.hasan moosavi (2006/06/22 08:15:13 PM): بعضي دوستان من مسيحي شدند بخاطر اينکه ميگن مسيحيت سخت نميگيره
s.hasan moosavi (2006/06/22 08:15:20 PM): اين درسته؟
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:35 PM): na
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:35 PM): massihiyat be zavaher kari nadare
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:36 PM): az eslam ham sakht tare
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:36 PM): begzarin mesali bezanam
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:36 PM): man midunam dar hameye adyan
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:36 PM): zena mahkim shode va gonah hast
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:37 PM): !!
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:37 PM): dar dine massihiyat na tanha zena
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:45 PM): balke faghat niyate in amal yani negahe shahvat alod bezani ham gonah hast...
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:16:54 PM): yani agar mardi ba shahvat be zani negah konad niazx be amale fel nist haman an dar delesh ba ou zen akarde/!!
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:17:05 PM): bebinin
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:17:10 PM): dar dine ma be anjam shodane fel niazi nist
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:17:10 PM): niyate har kari ham gonah ya savab mishe!!

yaffah_iglesia (2006/06/22 08:17:22 PM): maslaan niyate khub
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:17:54 PM): komak niki va ... inha niyateshun ham baraye khoda ghabul hast chon khodavand az nahane delha bakhabar hast...
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:18:03 PM): pas on midune...
yaffah_iglesia (2006/06/22 08:18:13 PM): yek chizi hast ke bad az in modat vaghti shoma be jayee residin va ektesabati dashtin behetun migam....
s.hasan moosavi (2006/06/22 08:19:35 PM): اين حرف خيلي جالب بود
s.hasan moosavi (2006/06/22 08:19:46 PM): خيلي خوشم آمد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:29  توسط ایمان  | 

خلاصه مطالب فصل یک:

۱- هر گروهی هرچند دونفره نیاز به سر پرست دارند

۲- خانواده نیز به عنوان یک گروه نیازمند سرپرست است

۳-سرپرست خانواده به حکم شرع عقل وعقلا مرد است

۴- زن سالاری بر خلاف فطرت است و خانواده را خوشبخت نمیکند

درخانواده های زن سالار نه مرد احساس رضایت میکند نه زن

۵-مرد برای اینکه بتواند در خانواده سرپرست خوبی باشد باید ویژگیهایی را در خود بوجود آورد

اگر این ویژگیها را در خود داشت زن به راحتی ریاست اورا می پذیرد و اگر نداشت هم به خودش ظلم کرده هم به خانواده.

۶-سپس به توضیح مختصری از مهمترین ویژگیها پرداختیم

جای این مطالب را در کتب خانوادگی خالی میدیدم به همین خاطر آنرا تذکر دادیم

حالا اگر نقدی هست استقبال و تشکر میکنم...

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 19:9  توسط ایمان  | 

ّ اين صفات را در خود بوجود آورديد

همت و اراده

اعتماد به نفس

قدرت تصميمگيرى

نظم

قاطع

سعه صدر

صداقت در گفتار و رفتار

مثبت بودن

پويايى خلاقيت و ابتكار

هدف دار

شجاع

استقلال

واقع بينى و انصاف

.........................................................

اينگونه نباشيد

تنبلى و كم همتى

نداشتن اطمينان به خود

وابستگى زياد

تأسف خوردن به حال خود

خود محورى و غرور

كم حوصله و زود رنج

دورو و ريا كار

منفى بودن

بى اعتماد

سر در گم بودن

پر توقعى و از خود راضى

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 19:5  توسط ایمان  | 

 پويايى خلاقيت و ابتكار

 براى موفقيت بايد هميشه در پى مهارتهاى جديد و نو باشيد و براى رسيدن به مهارت جديد بايد پويا باشيد و دائم به دنبال نظريات جديد و مطالب مفيد باشيد.

 علاوه بر آن، همه چيز را نمى‏توان در كتابها و سخنرانى‏ها يافت. بايد نكات مهم و اساسى را گرفت و با ابتكار خود و گاهى با كمى تغيير و كم و زياد كردن و استفاده از موارد مشابه و دقت آنرا اجرا كرد و تطبيق داد. بايد مسائل را با فرهنگ و عادات خودمان تطبيق داده و هوشيارانه آن را انجام دهيم و نتايج را بررسى كنيم.

 ما هيچ گاه از آموختن مطالب جديد بى نياز نمى‏شويم و بايد هميشه اطلاعات و آگاهى‏هاى خود را افزايش دهيم و به روز كنيم. چون زندگى هر روز فراز و نشيبى دارد كه آگاهى‏هاى جديد را مى‏طلبد.

 توجه: شما رئيس زندگى و همسرتان مدير داخلى خانواده است بايد صحبت كردن شما با او كاملاً مؤدبانه و محترمانه باشد. يك مدير با زير مجموعه‏اش بى أدبانه و تند برخورد نمى‏كند.

ّ
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 19:0  توسط ایمان  | 

مثبت بودن

هميشه، ديد مثبتى داشته باشيد. خوش بين باشيد و اميدوار. نگاه كلى شما به زندگى و آينده، مثبت و اميدوارانه باشد. اجازه ندهيد گذشت زمان و يا مشكلات زندگى - كه خيلى طبيعى هستند - شما را دلسرد كند.

هر دوره از زندگى به زيبايىهاى خاص خود را دارد شما بايد نظرتان را به آنها معطوف كنيد.

هر روزتان را پر نشاط و به اميد يافتن موفقيتى جديد، آغاز كنيد. با مشخص كردن اهداف بلند مدت و كوتاه مدت خود، سرزندگى و تلاش را در خود تقويت كنيد و براى رساندن خانوادهتان به سعادت و كمال محكم و استوار گام برداريد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 0:11  توسط ایمان  | 

سلام

با عرض پوزش

امتحانات چنان به ما هجوم آورد که فرصت نکردم یک یادداشت بنوییسم...

البته الان هم سیستمم مشکل داره و برای باز کردن یک وبلاگ یک ساعت طولش میده

اما ان شاالله ادامه مطالب را شروع میکنیم

...

یاعلی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 0:4  توسط ایمان  | 

رعايت حريم

هر كدام از امور زندگى (كار، تفريح، مهمانى و...) بايد حد و حريمى داشته باشد تا هنگامى كه به خط قرمز نرسيده بايد با كمى حوصله و مسالحه جلو برويم اما وقتى به حد و مرز رسيديم ابتدا درباره خود و سپس درباره ديگران بايد با قاطعيت مانع از شكسته شدن مرزها شويم اگر در شوخى حد آن را رعايت نگنيم خود را سبك مى‏كنيم. اگر در آزادى‏هايى كه براى خانواده قرار داده‏ايم حريم را رعايت نكنيم، هرج و مرج بوجود مى‏آيد.

 

 سعه صدر

 امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايند: »آلة الرياسة سعة الصدر«

 ابزار رياست، فراخى سينه و پر حوصلگى است. (غرر  ج1  ص452)

 يك مدير موفق در عين حالى كه مقتدر است و حدود را رعايت مى‏كند ولى در رسيدگى به امور خانواده وقت كافى مى‏گذارد. شما هم بعنوان يك رئيس با خوش اخلاقى و سعه صدر با مسائل برخورد كنيد.

 

صداقت

 راستى در گفتار و رفتار شيوه انسان‏هاى بزرگ منش است. براى كسب اعتماد خانواده و مقبوليت نزد آنها بايد در كليه شئون زندگى صادق باشيم.

 امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايند: »يكتسب الصادق بصدقه ثلاثاً: حسن الثقه به، و المحبة له والمها عنه.«

 انسان راستگو با راستگويى خويش سه فضيلت را بدست مى‏آورد: 1- اعتماد نيكوى ديگران 2- محبت و دوستى آنان 3- ابهت در برابر ديگران. (غرر  ج1  ص642)

 دروغ‏گويى در گفتار و ريا كارى در اعمال بالاخره، آشكار مى‏شود و موجب آبرو ريزى و كسر شأن انسان مى‏شود و اعتماد ديگران را سلب مى‏كند. باعث مى‏شود كه ديگران هم در برابر شما صادقانه برخورد نكنند و اگر مبناى راستگويى در ميان مجموعه‏اى نباشد، هيچ چيز قابل اعتماد نخواهد بود و شك و گمان بد بر روى همه سخن‏ها و كارها سايه مى‏افكند.

 دروغ‏گويى و ريا كارى يك شگرد كوته بينانه است ولى صداقت در اقوال و افعال يك بينش و عملكرد بلند مدت است كه براى مديريت بسيار لازم است و موفقيت در پى دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 21:29  توسط ایمان  | 

 از صفات و ويژگى‏هايى است كه با مردى و مردانگى عجين و آميخته است و گاه مردى را به جاى شجاعت به كار مى‏برند و به مردى كه شجاع نباشد مى‏گويند مرد نيست. مرد براى حفظ حريم خانواده نياز به شجاعت دارد و شجاعت از صفاتى است كه فوق العاده تحسين زن را بر مى‏انگيزد و همسر بخاطر و ضعيت جسمى و روحى خاص خود و عدم برخوردارى از اين صفت، همواره به مرد شجاعى نياز دارد تا خاطرش آسوده باشد كه مرد پناهگاه و حصار محكمى براى حفظ اوست.
 ويل دورانت مى‏گويد: زن سربازان را دوست دارد و از مرد توانا خوشش مى‏آيد؛... اين خوشى ديرين در لذت از قدرت و مردانگى، گاهى بر احساسات اقتصادى زن نوين غلب مى‏آيد چنانكه گاهى ترجيح مى‏دهد با ديوانه شجاعى ازدواج كند. (لذات فلسفه ص 137)
 البته امروزه شجاعت و قدرت فيزيكى خيلى مطرح نيست بلكه شجاعت در كارها و پيشبرد زندگى و برخوردهاى اجتماعى و شغلى لازم‏تر و مورد توجه‏تر است.
 صفات ديگرى هم وجود دارند كه از اهميت در درجه پايين‏ترى قرار دارند ولى رعايت آنها نيز اجمالاً لازم و مفيد است و نبايد از آنها غافل شد كه به آنها نيز اشاره‏اى مى‏كنيم.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 6:32  توسط ایمان  | 

يكى از اساسى‏ترين اصول موفقيت در زندگى نظم است و بهره نبردن از آن باعث به هدر رفتن اوقات گرانبها و از دست رفتن فرصت‏هاى بازگشت‏ناپذير مى‏شود. هيچ انسان موفقى را مشاهده نمى‏كنيد مگر اينكه در زندگيش داراى نظم است. انسان منظم مورد تحسين ديگران است و از زمان بهره بالاترى مى‏برد و در زندگى جلو مى‏افتد هر مقدار كه پر مشغله‏تر باشيم و وقت كمترى داشته باشيم بايد نظم را در خود تقويت كنيم.
 نظم هم در امور شخصى و هم در كارهاى منزل لازم و ضرورى است. شما بعنوان مدير خانواده بايد بيش از آنچه از اعضاى خانواده توقع داريد خودتان منظم باشيد.

 اينگونه نباشيد؛
 - هنگامى كه از بيرون مى‏آييد جوراب هايتان را يك گوشه پرت كرده و وسايل شخصى‏تان روى زمين پخش شده باشد. پس از اصلاح صورت خود، ماشين اصلاح رها شده و موهاى به هم ريخته به حال خود رها شوند...
 - براى ايجاد نظم، خانه را به پادگان نظامى تبديل كنيد.
 - و...
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 13:31  توسط ایمان  | 

 مرد بايد بتواند در مورد مسائل كوچك و بزرگ ،تصميم مناسب اتخاذ كند.
 يك مدير در اداره زندگى همواره با مسائل متعددى برخورد مى‏كند كه بايد در قبال آنها جهت‏گيرى و انتخاب مسير نمايد، عدم تصميم‏گيرى مطلوب در زمان مناسب باعث اختلال و وقفه در مسير زندگى مى‏شود.
 در مسائل بزرگ و مهم و حساس زندگى بايد با آرامش و دقت و احياناً با مشورت از ديگران به تصميم‏گيرى پرداخت. اما نبايد با پيشامد هر مسئله‏اى وحشت كرد و تصميم‏گيرى زندگى را به پدر، مادر، دوست صميمى و... ارجاع داد به گونه‏اى كه انسان عروسك دست ديگران شود.
 اهميت تصميم‏گيرى در مسائل كوچك هم كمتر از مسائل بزرگ نيست. اگر ازهمان روزهاى آغاز زندگى مرد نتواند حتى براى يك تفريح اخذ تصميم كند و دائم از همسرش بپرسد به كجا برويم، با چه وسيله‏اى برويم، چه وقت برويم، كى برگرديم و... باعث كاهش منزلت او نزد همسر مى‏شود و همسر او را به چشم يك كودك نگاه مى‏كند. البته پرسيدن نظر همسر در اين مواقع خيلى خوب است اما آنقدر در همه جزئيات نباشد كه باعث ملال و خستگى شود.

 اينگونه نباشيد؛
 - براى يك كار كوچك - مثل خريد يك لباس - چند ماه مرده و حيران نباشيد و ترس از تصميم‏گيرى داشته باشيد.
 - با پيشامد يك مسئله مهم، به هراس افتاده، دست و پاى خود را گم كنيد و قبل از فكر كردن به ديگران متوسل شويد و زمان اختيار خود را به آنان بسپاريد.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 13:29  توسط ایمان  | 

 اهميت اين صفت، در زندگى شخصى هر كس بسيار زياد است كارشناسان اين ويژگى را از صفات »سرنوشت ساز« نام نهاده‏اند و حتى گفته شده اگر اعتماد به نفس ندارى برو بمير و...
 وقتى اعتماد به خود در زندگى شخصى اين چننين اهميتى دارد پيداست كه براى مديريت يك زندگى چقدر ضرورى و لازم است. يكى از كارشناسان مسائل خانواده در كتابش مى‏نويسد: وقتى از زن‏ها پرسيدم آن دسته از خصوصيات مردانه راكه به نظر شان مهم است بنويسند، در صدر همه آن خصوصيات در »اعتماد به نفس« قرار داشت. اگر مرد به خودش اعتماد نداشته باشد چگونه مى‏توان توقع داشت كه همسرش به او اعتماد داشته باشد.
 چنانچه احساس مى‏كنيد از اعتماد به نفس كافى برخوردار نيستيد حتماً براى تقويت خود به يكى از تأليفات در اين زمينه - كه بخاطر اهميت موضوع زياد و متنوع است - مراجعه كنيد.


 اينگونه نباشيد
 - هميشه از وضعيت موجود ناراضى بوده و دائم مشغول انتقاد از زمين و زمان و فاميل و همكار و... است.
 - دائم به حال خود تأسف مى‏خورد و مى‏گويد: اى كاش زندگى ام چنان بود، اى كاش شغلم چنين بود، اى كاش پدر و مادر پولدارترى داشتم و...
 - همه تقصيرها را گردن پيشامد روزگار مى‏اندازد و خود را در مقابل هيچ مسأله‏اى مسئول نمى‏داند.
 - خود را حقير و بى اهميت و پندارد. به خود اهانت مى كند و هر كسى غير خودش را بزرگ مى‏شمارد.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:7  توسط ایمان  | 

 مرد بعنوان مدير زندگى خود بايد اولين كسى باشد كه امور زندگى را با همت و جديب تمام انجام دهد. در غير اين صورت زير بناى زندگى او دچار مشكل مى‏شود. مرد با همت عالى خود، باعث مى‏شود كه ديگران از جمله خانواده‏اش او را تحسين كنند و با چشم عظمت به او نگاه كنند.
 امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايند: »مَن رقى درجاتِ الهمم عظّمَتْهُ الاُمم.«
 كسى كه درجات همت را به پيمايد، مردمان او را بزرگ شمارند (غرر 587)
 او بعنوان مسئول تأمين نياز اقتصادى خانواده بايد در كارش همت و اراده داشته باشد. هنگامى كه او با جديت به كار مشغول باشد ديگر خيلى اهميت ندارد كه آيا در آمد زيادى دارد يا خير. همين كه با همت و اراده گام برداشته انتقادى متوجه او نمى‏شود. اما مردى كه همت ندارد حتى اگر از نظر مالى، مشكلى نداشته باشد، همين بى همتى موجب بدبينى خانواده نسبت به خود مى‏شود.
 امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايند: »المرءُ بهمّته لا بقُنْيَته«
 شخصيت انسان به همت اوست نه به مال و منالش. (غرر 585)
 واضح است كه همت بايد در تمام شئون زندگى مرد باشد نه فقط كار. بى همتى در هر كارى به تناسب بزرگى و كوچكى آن، به همان اندازه از عظمت و تأثير گذارى او مى‏كاهد.


 اينگونه نباشيد
 - مردى كه از روى تنبلى دير سر كار حاضر مى‏شود يا با بهانه‏هاى جزئى از حضور در سر كار خوددارى مى‏كند (خواه به خاطر اين تأخير و غيبت تنبيه و توبيخى متوجه شما بشود يا نه)
 - شخصى كه نمى‏تواند هنگام بيمارى از غذاهاى مضر پرهيز كند و يا فيلم آخر شب و گپ زدن با ديگران را ترك كند.
 - و...
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 6:36  توسط ایمان  | 

در گذشته زنان سيطره و تسلط مرد را پذيرفته بودند و اطاعت از شوهر مسؤله‏اى رايج و بديهى تلقى مى‏شد. مردان با بد اخلاقى و اعمال خشونت سيطره و تسلط خود را بر خانواده ثابت مى‏كردند و زن مطيع مرد بود.
 اما كار براى مرد امروز كمى مشكل‏تر است زيرا زنان، تسلط مطلق و بى چون و چراى مرد را به اين راحتى نمى‏پذيرند و تا مرد از خود لياقت نشان ندهد تسليم او نخواهند شد.
 اعمال خشونت نيز نه فقط بدور از اخلاق و انسانيت است بلكه مشكل را بيشتر مى‏كند مرد هنگامى كه نتواند، مديريت و تسلطش را با اعمال مديريت خوب و سخنان مناسب ثابت كند به بد زبانى و سپس به بد رفتارى روى مى‏آورد و اين كارها در واقع نشان دهنده نا توانى وست و يا اينكه از مديريت خانواده صرف نظر مى‏كند و شانه از بار مسئوليت خالى مى‏كند.
 مرد امروز بايد، ابتدا از خودش شروع كند و صفاتى را در خودش به وجود آورد و اقتدار خود را با اين صفات به اثبات برساند. مطمئناً مردى كه درخانواده بدون خشونت بلكه با مجموعه‏اى از روحيات و رفتارهاى مناسب اقتدار و تسلطش را تثبيت كند زندگى بسيار عالى و موفقى خواهد داشت و همسر و نيز فرزندان احساس رضايت و آرامش خواهند كرد.
  مديريت زندگى، در زندگى امروز به دلايل متعدد و به مراتب مشكل‏تر از زندگى‏هاى گذشته است. زيرا كه در گذشته، مرد سالارى امرى پذيرفته شده بود. زنان سيطره و تسلط مرد را امرى بديهى قلمدار مى‏كردند اما زن امروزى تا زمانى كه مرد از خودش لياقت نشان ندهد، تسليم محض و بى چون و چراى او نخواهد شد.
 علاوه بر تفاوت ديدگاه زنان در گذشته و حال، دولت‏ها نيز دايره مديريت مرد را بر خانواده‏اش، تنگ كرده‏اند. در گذشته مرد هر تصميمى براى همسر و فرزندانش مى‏گرفت و آن را اعمال مى‏كرد.
 درس خواندن يا نخواندن، كار كردن، سن ازدواج و... همه و همه بدست مرد بود اما مرد امروزى فقط مى‏تواند تصميم دولت‏ها را اجرا كند. امروز مرد خوب، كسى است كه تصميمات دولت‏ها را به نحو احسن اجرا نمايد او فقط در مسائل جزئى حق اظهار نظر دارد. مؤسسات و گروه‏هاى غير دولتى و... نيز در اين مسئله داراى نقش هستند. مرد امروز ديگر نمى‏تواند با خشونت، اقتدارش را ثابت كند و مهار زندگى را بدست آورد. زيرا غير اسلامى و غير انسانى بودن خشونت براى همه ثابت شده است.
 بد دهنى و داد و فرياد نشان دهنده آن است كه شخص نتوانسته بطور طبيعى، زندگى را كنترل كند و كتك كارى نشان دهنده، شدت ضعف و ناتوانى فرد در اداره زندگيش است.
 كوچكترين مهر يا قهرى از مرد لایق، تأثير بسيار بالايى خواهد داشت. يك لبخند يا يك كلمه محبت‏آميز مؤثرتر است از ساعت‏ها مهر و محبت و خنده و لطف مرد بى مديريت و يك اخم و و برگرداندن او مؤثرتر است از داد و فريادها و دعواهاى مرد نالايق.
 مرد لايق و مدير، نيازندارد براى  خانواده‏اش پول فراوانى خرج كند، مرد نالايق پول‏هاى فراوانى خرج مى‏كند امادر پايان هم خودش و هم خانواده‏اش ناراضيند و در همه زمينه‏ها به همين صورت خواهد بود. بنابر اين مرد موفق آنست كه خشن نباشد اما مقتدر باشد.
 اكنون بايد توضيح دهيم كه يك مرد چگونه و با چه صفاتى و تواند اين اقتدار را در عين خوش رفتارى به دست آورد.

...

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 6:18  توسط ایمان  |